آکاایران: این نشان می دهد نیک نژاد به عنوان فیلنامه نویس و دستیار کسی مثل محمدحسین لطیفی به شدت از سبک اجرایی آن ها تاثیر پذیرفته است. این تاثیر پذیری البته به معنای تقلید صرف نیست و در واقع جهان سینمایی او با کارگردان هایی که همکاری داشته شباهت دارد.

دردسرهای عظیم 2 نشان میدهد سری اول این سریال مورد استقبال بوده وحالا نیک نژاد با تجربه و پختگی بیشتری به سراغ فصل دوم رفته است. در اینجا نیز با همان شخصیت های مواجه می شویم که در سری اول دیدیم اما به واسطه اتفاقاتی که می افتد و موقعیت های تازه تر این شخصیت ها به هم نزدیکتر شده اند و فراز و فرودهای قصه نیز بیشتر شده است.

گره اصلی قصه همچنین از التهاب و هیجان بیشتری برخوردار شده و سویه ماجراجویانه آن عمق بیشتری پیدا کرده است. با پیدا شدن بچه ای در ماشین و آمدن خانواده لطیف (جواد عزتی) از شهرستان و دعوت از خانواده پدری بهار (الناز حبیبی)، آن دو دچار دردسرهای فراوانی می شوند.

فرحان (مهدی هاشمی) که خود را مدیون کمک های لطیف و بهار می داند، سعی می کند مشکلات پیش آمده برای آنها را حل و فصل کند اما باز اتفاقات و ماجراهای تازه ای رخ می دهد که داستان را وارد فضاهای تازه تری می کند.
 

نیک نژاد تلاش کرده با تکیه بر مدل مینی مالیستی در یک بستر علت و معلولی قصه اش را پیش ببرد و حمزه وصل سکانس هایش را رخ دادن یک اتفاق جزیی قرار دهد. در واقع این شکل از روایت حلقوی، لایه های مختلف داستان را نه در عرض که در طول هم پیش می برد و در ساحت همین میدان دراماتیکی، مخاطب را با خود همراه می کند.

به عبارتی دیگر می توان گفت برزو نیک نژاد مواد و مصالح داستانی اش را در یک موقعیت موزاییکی قرار داده و جزء به جزء پیش می برد. اگرچه گاهی فاصله زمانی بین این موقعیت ها بیش از زمان منطقی بوده و ممکن است موجب کش دار شدن درام شود که  این کاستی البته با جذابیت های بازیگری کسی مثل جواد عزتی یا مهران رجبی جبران می شود.

 

اگرچه گاهی فاصله زمانی بین موقعیت های داستانی بیش از زمان منطقی بوده و ممکن است موجب کش دار شدن درام شود که  این کاستی البته با جذابیت های بازیگری کسی مثل جواد عزتی یا مهران رجبی جبران می شود.

برزو نیک نژاد تلاش کرده با تکیه بر دو عنصر سرگرمی و ماجراجویی، قصه اش را روایت کند. توجه به این دو مولفه با توجه به مناسبتی بودن سریال به جذب مخاطب کمک می کند. تعلیق ذاتی قصه نیز به کمک این عوامل می آید تا هر شب قصه درست در جایی پایان یابد که آغاز یک تعلیق تازه باشد.

رمز این جذابیت که از ظرفیت سرگرمی و ماجراجویانه بودنش بهره برده در پنهان کاری دراماتیک است. اینکه شخصیت های اصلی داستان مجبور باشند چیزی را از بقیه پنهان کنند خود به یک ظرفیت عمده ای در خلق موقعیت های دراماتیک وکمیک بدل می شود.

مثلا قراردادن نوزاد در کارتن وسایل و گم شدن او نمونه ای از این دست است که کارگردان تلاش می کند با تمهیداتی این چنین، مدام از ظرفیت های پنهان کاری درافزایش جذابیت درام بهره ببرد و البته از این طریق بتواند مخاطب را نیز در یک تعلیق طولانی با خود همراه کند.

ظاهرا برزو نیک نژاد به قصه هایی با فضاهای شلوغ علاقه دارد و تصویری که ما از خانواده در این سریال می بینم بیشتر به خانواده های دهه 60 و زندگی های آن دوره شباهت دارد که به همین دلیل واجد کارکرد نوستالژیک نیز هست.

با این حال دردسرهای عظیم سریال گرم و گیرایی است، شوخی ها و دیالوگ های طنازانه با نمکی دارد. اما آنچه نمک این ماجرا را بیشتر می کند و در واقع اعتبار بیشتری به آن می بخشد سویه انتقادی / اجتماعی سریال است که به نوعی هم دست به نقد رفتارهای عمومی می زند و هم عادات و رفتارها و مناسبات خانوادگی را مورد نقد قرار می دهد.

در واقع دردسر، ماجرا، پنهان کاری، تعلیق فراز و فرود همه و همه در خدمت ایجاد سرگرمی و نقد اجتماعی است. نقدی که در متن درام صورت بندی شده و از ساختار بیرون نمی زند. شاید مهمترین ویژگی و رویکرد نیک نژاد در همین نگاهش به طنز باشد. به نظر می رسد در دل این موقعیتی که ترسیم شده دردسرهای عظیم 2 یک گام جلوتر از سری اول باشد.

.

منبع : mihantaz.com